تبليغاتX
تک سفر

تک سفر

بسيار زيباست وقتي در ان سوي روياهايت،پرتو طلايي رنگ اميد بدرخشد و گرمايي جان افرين در ژرفاي وجودت پديد اورد،حال اگر ناگهان ابرهاي سياه غم اين پرتو عطراگين را مستور كنند،انگاه تحمل گذراندن ثانيه ها بسيار سخت و طاقت فرسا مي شود،گاهي حتي وزش باد اندكي از عشق در سراسر كوير زندگي ات نيست تا تو را از واژه ي تکرار که تمام وجودت را فرا گرفته است رها كند و گاهي انقدر از اين طوفان متحير مي شوي كه ديگر هيچ سرابي را در جاده ي پر پيچ و خم روزگار نمي بيني و در اين هنگام،زمان وصال با دریاچه ي زيباي محبت و نيلوفر لبخند فرا مي رسد اكنون صداي دريچه هاي قلبت را مي شنوي كه نويد روحي دوباره در خاكستر وجودت را مي دهند و تو را از ان سوي روياهايت به افقي روشن و طلوعي دلنشين مي كشانند.

 

*نوشتهاي خودم*

+نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت11:12توسط زهرا | |