تبليغاتX
تک سفر

تک سفر

وقتی که دیگر نبود،

من به بودنش نیازمند شدم.

 

وقتی که دیگر رفت،

من در انتظار امدنش نشستم.

 

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد،

من او را دوست داشتم.

 

وقتی که او تمام کرد،

من شروع کردم.

 

وقتی که او تمام شد،

من اغاز شدم.

 

و چه سخت است تنها متولد شدن،

مثل تنها زندگی کردن،

مثل تنها مردن!

 

 

*دکتر علی شریعتی*

+نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت11:55توسط زهرا | |