تبليغاتX
تک سفر

تک سفر

*گاهي ديدن جاي خالي ادمها بسيار سخت است؛خواه صندلي اتوبوس باشد

 يا كنار كرسي خانه مادر بزرگ*

 

 

كوچه ها رنگ سياه

و صدا مي پيچد

با ترانه با باد

اسمان ابري رنگ

قطره اي مي ريزد

و تگرگي از غم

مي چكد بر سر من

باز بارن گم شد

قطراتي در پي

مي كند نابودم

و تگرگي از غم

از نگاهم ترسيد

در كلامم درديست

كه فقط باران

در ميان واژه

ان را مي شويد.

 

 

*نوشتهاي خودم*

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت12:24توسط زهرا | |