تبليغاتX
تک سفر -

تک سفر

می تکانم،این خانه ی متروک ویران را می تکانم،شاید گرد و غبار غم از در و دیوار کاهگلی اش زدوده شود و با کاغذ دیواری شادی ،رنگی تازه ان را فرا گیرد.زمان با تازیانه اسب های ثانیه را به جلو می راند تا دگر بارنویدی از اغاز روزگاری غریب را بدهد و چرخ گردون پیامدی تازه را به دوران در اورد،در این میان هم چنان در قلب من طوفانی حاصل از خانه تکانی دل است،اما چه سود که دوباره شاهد نشستن همان گرد و غبار های جان گیر بر پیکرش خواهم بود زیرا پنجره را بسته ام و راهی برای عبور غبار غم از منفذی وجود ندارد...

 

*نوشتهای خودم*

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت9:55توسط زهرا | |